سلام و صبح بخیر
امروز خیلی سر حالم . صبح نیم ساعت زودتر بیدار شدمو رفتم یک دوش گرفتم .
خانمم هم یک صبحانه مفصل تدارک دیده بود جاتون خالی خوردیم بعد زودتر اومدم سر کوچه تا سرویس بیاد که بنده خدا به همین خاطر هنگ کرده بود .
شکر خدا این دو روزی که نبودم سیستم همکارا سالم مونده فکر کنم یادشون رفته که خرابشون کنن . فردا و پس فردا میخوام برم تهران اگه خدا بخواد نمایندگی یک شرکت بیمه رو بگیرم (بعدا در موردش توضیح می دم ). البته خانمم هم را می برم تا دو روزی بره خونه خواهرش صفا کنن .
دیشب اینترنت شهرمون قطع بود نمی دونم کسی از سران میخواد بیاد شهرمون یا نه ولی حالم گرفته شد خیلی کار داشتم که باید انجام می دادم.
امروز سر یه موضوعی با یکی از خانمهای همکار سر بستنی شرط بستم دعا کنید پیروز بشم آخه نمی خواد قبول کنه کاری که انجام می ده دقیقاْ بر عکسه.
امیدوارم خوشی های زندگیتون صدها برابر از بدیهاش باشه
خوبه که همه چی واستون خوب و آرومه . موفق باشین.
خیلی ممنون
همچنین
شما از کجا به این نتیجه رسیدین که من کامپیوتر می خونم؟
خوب ما اینیم دیگه
جالب بود.
خوشی های زندگی شما هم خیلی برابر
همچنین شما هم