زندگی

روزهای سرد و گرم یک جوان

زندگی

روزهای سرد و گرم یک جوان

چه خوب ...

امروز روز خوبی بود اول اینکه خواهر زادم بدنیا آمد تا جمعشون بشه ۵ تا .  یک خواهرم که اهوازه قراره  امروز بیاد . صبح ۲ ساعت مرخصی گرفتم تا هم یکساعت بیشتر بخوابم تا کمبود خوابام جبران بشه تا هم به کارهای بانکی برسم.  

دیشب خبر سفر احمدی به زیمباوه و اوگاندا رو خوندم جالب تو زیمباوه زنا جلوی طرف رقص محلی می کردن (نه اینکه مخالف باشم) حالا اگه خاتمی یا یکی از وزیرا یا معاوناش بود کفنپوشا چه ها که نمی کردن البته تو اخبار صدا و سیما برعکس سایر خبرگزاریها خبر رسانی کردن چون بعضی از سایتها خبر راهپیمایی بر علیه اونو زده بودن . 

و نخست وزیر که مخالف  رئیس جمهور زیمباوه است گفته دولتش آبرو کشورشو برده و احمدی مانند پشه می مونه که برای درمان مالاریا استفاده بشه. 

بگذریم چقدر سیاسی شد . 

بعد از ظهر میخوایم بریم توت بخوریم جاتون خالی هر سال این وقت سال میریم 

امید وارم بهتون خوش بگذره . ۲ روزی نیستم کلاس دارم . 

از همه ی اونایی که نظر میدن و پیام خصوصی میزارن خیلی ممنونم

نظرات 3 + ارسال نظر
رویا شنبه 4 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 10:38 ب.ظ

سلام..
اولا قدم نو رسیده مبارک..ایشالله خوش قدم باشه..
دوما بی خیال سیاست..
خوش بگذره بهتون..هر چند من تمشک رو بیشتر از توت دوس دارم..

شیرین دوشنبه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 04:28 ب.ظ http://lionqueen.blogsky.com

چشمتون روشن ن ن ن

مبارکه

سلامت باشید

محرمانه دوشنبه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 08:20 ب.ظ http://www.off-the-record.blogsky.com/

قدم نو رسیده مبارک... واااای... من عاشق بچم... توت هم نوش جانتان

خیلی ممنون

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد