امروز خیلی شلوغ بود از یک طرف سیستم همکارا بهم خورده بود و از طرفی امور مالی که ۲ ماه داره تراز پایان سالشو میگیره کامپیوترش خراب شده بود که تا دیر وقت ایستادم تا درستش کنم
کلاْ سرم خیلی شلوغ بود فقط چند تا وبلاگ که تو favorites داشتم طبق معمول خاموش رفتم خوندم البته با این وبلاگ جدیدم شاید دیگه خاموش نباشم.
خدا پدر ریسمون رو بیامرزه با اینکه 20 تا ایراد داره ولی یک حسن خوب داره حقوق همکارا رو 25 هر ماه بده (البته فکر کنم چون خودش قسط داره) . محیط کارمون خیلی جالبه سعی می کنم یواش یواش در موردش بنویسم.
یک اتفاق جالب هم افتاد که همش تو فکرشم :
دیروز خطهای تلفن بهم خورده بود گوشی رو برداشتم تا داخلی یکی از همکارا رو بگیریم که دیدم خانم y با آقای x که جفتشون متاهل هستند و اصلا بهشون نمیاد و زیاد تو محل کار بهم محل نمی دن دارن حرفای عشقولانه می زنن هنوز تو هنگم خدا بخیر کنه
فردا دارم میرم ماموریت تهران شاید 3 ، 4 روزی نباشم
سلام
موفق باشی و پیروز
وای ی ی ی عاشقه خاله زنک بازیم
سلام
ممنون که سر زدی باز هم از این طرفا بیا
بوس